درباره وبلاگ


پیامبر اكرم (ص) می فرمایند:

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""
مهدى از میان امت من برخاسته شود

مدت سلطنت او هفت یا هشت یا نه

سال مى باشد همه طبقات امت من

در زمان ظهور او چنان در رفاه زندگى

نمایند كه قبل از وى هیچ بّر و فاجری

بدان نرسیده باشندآسمان باران

رحمت خود را بر آنان مى بارد و

زمین از روئیدنیهای خود چیزى فرو

گذار نمى كند

مدیر وبلاگ : امین
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ایران وایرانی
منتظران مهدی اگاه باشید!حسین را منتظرانش کشتند....




افسران - من دلم گرفته ...  می‌خواهم بیایم تشیع پیکر پاک شهید آوینی

شهید آوینی؛ «كره زمین خسته است. بشر بعد از قرن ها زمین گرایی و خودپرستی احساس می كند كه نیازمند عالم معناست. او این عالم را دوباره باز خواهد یافت و به آن باز خواهد گشت

این سخن شهید آوینی پیش و بیش از آنكه متناظر با احوال جامعه ایرانی باشد، نظریه ای جهانی است كه ما به علت اطلاعات ناكافی و بعضا ناصحیح از اوضاع دیگر جوامع بخصوص كشورهای غربی و به اصطلاح مدرن، شاید نتوانیم آنچنان كه باید عمق آن را درك كنیم اما «آب دریا را اگر نتوان كشید. هم به قدر تشنگی باید چشید» و از همین رو چند سطری می نگارم هر چند می دانم حق مطلب بیش از اینهاست.

قبل از هر چیز لازم می بینم به نكته ای كوتاه اشاره كنم. شاید بپرسید چرا غرب را «به اصطلاح مدرن» خواندم. اگر «مدرن» را به معنای پیشرفته از لحاظ تكنولوژی فرض كنیم من نیز به مدرن بودن آنان معترفم، اما یكی از كلاه های بزرگی كه سر بشر امروز گذاشته اند این است كه مدرنیته را مترادف با خوشبختی معرفی كرده و به خورد ما داده اند.

نسبت «انسان معاصر»، «مدرنیته» و «خوشبختی» خود بحث مفصلی است كه اگر عمری باقی بود به آن خواهم پرداخت.

هر روز صبح قبل از ساعت6 در آن سه راهی كذایی و شلوغ كه منتظر سرویس می ایستم آدم هایی را می بینم كه به سرعت می روند و بیشتر انگار در حال دویدند. بعضی ها هم كه دیرشان نشده می ایستند و نگاهی به روزنامه ها می اندازند. خیلی هایشان دیگر چهره هایی آشنا شده اند. هر روز با دیدن این رفتن ها كه هیچوقت تمامی ندارد از خود می پرسم «چرا؟» «روزها فكر من این است و همه شب سخنم .كه چرا غافل از احوال دل خویشتنم.زكجا آمده ام آمدنم بهر چه بود.به كجا می روم آخر ننمایی وطنم»

آیا این آدم ها هم از خود می پرسند و اصلا می دانند به كجا می روند؟ اما انگار دنیای امروز «چراگاهی» است كه جایی برای «چرا» ندارد. باید دوید و دوید و اگر لحظه ای بایستی و از خود بپرسی چرا، از دیگران بازخواهی ماند.

جالب آنكه هرچه بیشتر می دوی مقصد دورتر می شود و اضطراب نرسیدن بیشتر. یك روز صبح از خواب بیدار می شوی و به اداره می روی. 03 سال بعد هم صبح ها از خواب بیدار می شوی و باز هم به اداره می روی و تنها تفاوتش این است كه شاید یكی- دو طبقه اتاقت بالا و پائین شده باشد و «ناگهان بانگ برآید خواجه مرد.» و اگر خیلی كله گنده باشی آگهی ترحیمت در یكی از صفحات روزنامه كنار بقیه چاپ می شود. آنهم فردا مثل خودت می میرد.

نمی خواهم نوستالژیك بازی در بیاورم و شروع كنم به آه و ناله كه بله ما همه قربانی این سرنوشت محتوم غفلت عصر جدیدیم و خوش به حال روستایی ها كه در هر روز صبح با صدای خروس از خواب بیدار می شوند و شیر بز می خورند.

از قضا فكر می كنم آدم اگر كمی زرنگ باشد این شهرنشینی با همه زرق و برقش می تواند دست خیلی چیزها را رو كند و پوچی ها را آشكار سازد و بدون شك ارزش این خودآگاهی بسیار بیشتر خواهد بود.

آری بشر امروز به عالم معنا احساس نیاز می كند اما كمپانی هایی كه بقایشان به تحمیق و تحمیر انسان وابسته است بیكار ننشسته و مصنوعات خود را به خلایق قالب می كنند. چینی ها برای غرب وسایل و اسباب شهوترانی می سازند و برای ما تسبیح و ساعت اذان گو!

هرچه عطش معنویت بیشتر شود جنس تسبیح ها و صدای ساعت ها نیز دلفریب تر خواهد شد و اینگونه است كه آینده شاهد نبرد «معنویت علیه معنویت» خواهد بود. معنویت الهی در برابر معنویت شیطانی.

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 28 فروردین 1395 :: نویسنده : امین
نظرات ()


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic